انتخابات يكي از رويداد هاي مهم در تاريخ سياسي هر کشور به حساب مي رود. انتخابات به مردم این امکان را فراهم می کند  تا قدرت سیاسی را بر اساس خواست و اراده   خودشان به گردش در آورند. نقش مردم در چرخش قدرت سیاسی در نظام های دموکراتیک، اساسي ترين دليل اهميت انتخابات می باشد. انتخابات نشان از حاکمیت و قدرت ملت است. انتخابات بیانگر این امر است که در نظام سیاسی دموکراتیک منبع قدرت و اقتدار سیاسی مردم است و حاکمان باید برای کسب مشروعیت حکومت خود رضایت آنها را جلب نمایند.  انتخابات به مثابه قلب دموكراسي می ماند. همانگونه كه قلب انسان، خون را در رگ های بدن به  گردش در می آورد و به سلول های بدن توزيع مي كند و سبب تحرک و حیات انسان می گردد، انتخابات نيز قدرت سیاسی را به گردش در آورده  و در سطوح مختلف توزيع مي نمايد، تا زمينه فساد قدرت ، سلطه سياسي و استبداد فردی و گروهی را  به حداقل برساند.  کارل پوپر اندیشمند بزرگ و تئوری پرداز اندیشه سیاسی نیز دموکراسی را چگونگی پایین آوردن حاکم از قدرت می داند نه چگونگی رساندن به قدرت. در نظام هاي برآمده از دل انتخابات همچنين قدرت سیاسی توزيع شده، حقوق بشر و حقوق شهروندي به رسميت شناخته مي شود، حق مخالفت مسالمت آمیز با قدرت سياسي حاکم جزء فرهنگ سياسي به حساب مي آيد. اگر انتخابات نباشد حكومت های موروثي، انحصاري و استبدادي شکل می گیرد.

در قوانین نافذه افغانستان کمیسیون مستقل انتخابات که اعضای آن توسط ریس جمهوربرگزیده می شود وظیفه برگزاری انتخابات را به عهده دارد. تامین امنیت انتخاباتی وظیفه حکومت استد. چگونگی برگزاری انتخابات در افغانستان تاثیر مستقیم بالای افکار عمومی در جهت مثبت و منفی آن دارد. هرچه شفافیت در این فرایند بیشتر باشد به همان میزان اعتماد و باور مردم افغانستان  به نهاد های انتخاباتی و حکومت عمیقتر می گردد و خود پروسه نیز نهادینه و نظام مند می شود.  تکرار این روند طی مدت زمانی طولانی باعث می شود تا مردم کم کم به انتقال قدرت و انتخاب نمایندگان شان از طریق مسالمت آمیز و با کمترین هزینه عادت کنند. از تمایل مردم به توسل جستن به خشونت و راهای غیر متعارف وغیر مدنی دوری نمایند. انتخابات شفاف و سالم باعث مشارکت گسترده و وسیع مردم درپای صندوق های رای می گردد و مردم را نسبت تعیین حق سرنوشت شان حساس می کند وقتی مردم درک کنند که قدرت اصلی آنها هستند و حاکمیت را آنها به دولت میدهند، بیشتر تشویق و ترغیب می گردند تا مشارکت فعال در فرایند سیاسی و مسایل سیاسی داشته باشند. مشارکت فعال شهروندان یکی از بزرگترین سرمایه سیاسی است که حکومت ها می تواند از آن به درستی استفاده نمایند. مشارکت مردم به معنای توقعات داشتن و انتظارات آنها  از نظام سیاسی است. وقتی مردم از نظام سیاسی چیزی را می طلبد این امر به این معنا است که اصل نظام به کلبت آن از طرف مردم پذیرفته شده است پس با مشارکت مردم پای های نظام سیاسی مستحکم می گردد.

یکی از تعهدات عمده و مهم ریس جمهور کرزی هم  در دور دوم ریاست جمهوری او  به مردم افغانستان و جامعه جهانی، آوردن اصلاحات در کمیسیون مستقل انتخابات به منظور هرچه بهتر برگزاری انتخابات در کشور بود. این امر اتفاق افتاد و ریس جمهور با انتخاب مقامات جدید و دارای وجه و اعتبار ملی در کمیسیون های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی به وعده خود عمل کرد. مردم افغانستان و جامعه جهانی از این اقدام ریس جمهور به گرمی استقبال کردند.  اما کمیسیون مستقل انتخابات برای برگزاری دور دوم انتخابات پارلمانی در کشور با چالش ها و مشکلات مواجه بود که هیچ تحلیلگر واقع نگر نمی توانست منگر آن شود. نبود امنیت، فقدان سرشماری دقیق جمعیت واحد های اداری، بی سواد، ضعف احزاب سیاسی و عدم تجربه کارمندان انتخابی را می توان از جمله این چالش ها بر شمرد. اما با  تمام این موانع و مشکلات انتخابات پارلمانی در 27 سنبله برگزار شد. همان گونه که قابل پیش بینی بود تقلب و تخلف در پروسه انتخابات  صورت گرفت. کمیسیون مستقل انتخابات با جرئت از وقوع این حادثه نامیمون در یک فرایند ملی اعتراف کرد و به مردم وعده داد که رسیدگی دقیق به تقلبات انتخاباتی خواهد کرد. آقای معنوی گفت که به مردم افغانستان تعهد می سپارم که  آرای معتبر را از آرای تقلبی تفکیک نمایم. این اظهارات توجه مردم را به انتخابات جلب کرد و همه منتظر بودند که تا این وعده ها را در عمل نیز تجربه کنند. اعلان نتایج ابتدای انتخابات پس از بررسی های دقیق از سوی کمیسیون مستقل انتخابات مردم را به فرایند رسیدگی به شکایات خوشبین ساخت. اکثر شهروندان کشور کارکرد کمیسیون را مورد ستایش قرار دادند و به نحوی کمیسیون مستقل انتخابات اعتباری را که در دوران انتخابات ریاست جمهوری سال گذاشته از دست داده بود را دوباره بدست آود. مردم به استقلال و مسئولیت پذیری کمیسیون باورمند می شدند که این امرمی توانست یک دستاورد بزرگ برای حکومت افغانستان و ریس جمهور کرزی باشد.

اما اظهارات ریس جمهور کرزی طی یک کانفرانس مطبوعاتی با همتای تاجکی خود در کابل، همه را  حیرت زده کرد. کرزی با طرح عدم توازن قومی در انتخابات خصوصاً در ولایت غزنی شک و تردید های را در نزد مردم افغانستان بر انگیخت. موضع گیری شتاب زده ریس جمهور کرزی و طرح حفظ وحدت ملی در انتخابات پارلمانی از طرف وی، زمینه های مداخله حلقات مختلف درون حکومتی را بالای کمیسیون انتخابات و کمیسیون شکایات انتخاباتی فراهم ساخت. اما مقاومت کمیسیون های مستقل انتخابات و شکایات انتخاباتی مبنی بر حفظ و صیانت آرای  واقعی مردم افغانستا سد محکم را در برابر مداخلات  قصر ریاست جمهوری ایجاد کرد.  وقتی حکومت از آوردن تغییرات  در لیست نهای کاندیدان به میل خود نا امید شد فشارها را بالای نهاد های انتخاباتی تشدید کرد و پای نهاد های عدلی و قضای را نیز به میان کشید. حال آنکه در قانون هیچ اشاره ای صریح و ضمنی که حق مداخله نهاید های عدلی و قضای را به امور انتخابات بدهد نه شده است.. اگر روند بی اعتبار سازی نهاد های انتخاباتی و فرایند انتخابات پارلمانی از طرف حکومت ادامه پیدا کند  احساس می کنم که این بسیج عمومی حلقات درون حکومتی به شمول ریس جمهور کرزی، نوع انتحار سیاسی است که حکومت  مست و آغشته در دام تعصبات قومی و فرهنگ عشیره ای نا آگانه به سوی آن می شتابد. تغلب گرایش های قومی بر اصول و ارزش های دموکراسی در عناصر درون حکومت به معنای قربانی ساختن نظام مردمی در پیش پای تعصبات کور کورانه ای قبیله است. اگر حکومت بدلیل نبود نماینده از قوم خاص از یک واحد جغرافیای (ولایت غزنی) در یک فرایند کاملاً دموکراتیک و مردمی که قانون هیچ اشاره ای هم به تقسیم کرسی ها بر اساس قوم و نژاد خاص نه کرده است، قوانین کشور را زیر پا می گذارد این نه تنها که خدمت به قوم خاص نیست بلکه می توان آن را بزرگتری خیانت به سرنوشت آن قوم دانست. خیانت که باعث می شود آنها و فرزندان و نسل آینده شان نسبت به مشارکت سیاسی بی تفاوت باشند. حکومت با دخالت بی مورد در امور انتخاباتی نه تنها که خود را انتحار می کند و سازمان حکومتی به عنوان یک سازمان مستقل دامنه حاکمیتش محدود و محدودتر می شود، گناه بزرگ  نسبت به ملتی که سالها قربانی قانون گریزی و قانون ستیزی شده است مرتکب می شوند.