"ظهورِ امر غریب در لمقان"
فیض محمد کاتب هزاره
در ییلاقگاه جلالآباد، مسماة فاطمه دخترِ یکی از اهالیِ لمقان «آلتِ رجولیت» از خرقهپارها ساخته و آن را رفادهآسا بر عانه و زیرِ نافِ خویش بربسته، ابراز داد که در شب، پیر صاحب عبدالقادر جیلانی، رحمه اللهعلیه را در خواب دیده، از او به زبانِ ضراعت و استکانت خواستار شدم که مرا به کرامت و خرقِ عادت مرد بسازد و آن جناب به دستِ مبارک قْبْلِ مرا مس کرده، فرمود:«برخیز و خود را مرد مشاهدت کن.» چون از خواب بهشتاب برخاستم ودست به شرمگاهِ خویش بردم، خودم را مرد یافتم.
1